Monthly Archives: September 2013

If you are Dead

اگر مرده ای نزدیک من بیا با من حرفی بزن کلامی از خودت غرق در سکوت و تاریکی پر از تاریکی روز غرق در روشنایی شب اگر زنده ای ، دور شو در گرداگرد گرد گردابی گردان من بگرد چیزی یافتی مرا خبر کن نخواه با من زنده شوی محالیست لا ممکن مرامیست لاتغیر مرا […]

Your Lips

لب هایت چه زیبا در آغوش کشیده اند روی تو را نظمی نوین در جهان من با حاکمیت تو من، دهکده ای کوچک، در جهان تو در عجبم، اگر لبانت نبود تعادل را با چه می یافتم برهم می زنی تعادلش را، لب بر مگشا چنین زیباتر است سکوت و تعادل تو و من در […]

Confrontation

تقابلی تناسخ گونه در ورای هرآنچه می باید هست تلاشی بی وقفه برای تو برای تخت پادشاهی زیر پاهایم له می شوم بر تخت می نمشانمت نشانت می دهم نشان پادشاهی نشان شهریاری شهریار می شوم در شهر یار یار م می شوی در تخت و خواب جان می شوی در جان من عشق می […]

Glass of Tea

لیوان چای  در مقابلم لبانم بر لبانش می گذارم و جرعه ای می نوشم کجایی؟؟؟ کجایی که باید لیوان باشد و تو نباشی کجایی که لبانم از لبانش بوسه می گیرد و لبانت نیست کجایی تا فریادی نصیب این لیوان بی ناموس کنی کجایی که ببینی چه ساده لیوانم در روز روشن ناموس دزدی می […]

Freedom

می هراسانیم از آزاد و آزادی چون ماده سگ پیر در پی شکار عاجز می هراسم، نه از تو می هراسم از رویایی که در سر داری خودت باشی هراسم کمتر است رویایت، رویای من نیست سودایت، سودای من نیست *** نفس کشیدن را دوست دارم اما نه در هوای آزادی ریشه هایم زندانی خاک […]