Monthly Archives: June 2014

My Verses

آیه هایم را نازل کرده ام یکی یکی بانشانه، بی نشانه سوره ام خطی می کشد پیامبرانم بنی می شوم تابع می شوی ضایع می شوی عابد باشی و زاهد عاقل باشی  و پیرو سوراخی می کشم به گشادی دین همگی رد می شوید از سوراخ عمامه ام

Believe

حسینای تو بیش از این توانش نیست باور کن باور کن سکوت چاره اش نیست اناری بیش آرزویش نیست گریزان و مشتاق از تو می روم، بر تو می شوم آتش زنان سکوت در می برد تو را جان می دهی مرا خانه خراب بیش از این سرخی لبانت را نشانش مده چه می خواهی؟ […]

Destruction

ویرانی در پیش است ویران می کند امواجی برخواسته از سطح جان جانی برخواسته از نگاهی نگاهی طغیانگر گریزان از سویش خراب می کند ویران می کند هرآنچه که ندیدن بایدش بگریز از این ویرانگر خانه خراب بگریز امان نمی دهد

A Broken Glass

ماها چرا اینقدر بی تفاوت می گذریم؟ چرا می زنیم و در می ریم؟ چرا وای نمی ایستیم تا ببینیم طرف چش شده؟ همیشه خیال می کنیم یکی میاد و همه چی حل میشه، یا خودش خود به خود خوب میشه نهایتش یه عذرخواهیه یه سوال: تو لیوانو بشکن، حالا ازش عذرخواهی کن. زود باش، […]