My Heart

کلاهی بر سر

عصایی بر دست گرفته ام

تا به همگان نشان دهم سنی از من گذشته است

ردایی بر دوش از رنگ مشکی

اینها را گرد خویش گرد آورده ام تا هویت ساز من شوند

دلم را

در کیسه ای

در دست چپ گذاشتم

به هر کوی و برزن که رفتم

کس نپرسید چه در کیسه داری

من جوان نمای پیر دلی بودم

ردایی با تار و پود خون

کلاهی از جنس تو

عصایی از استخوان پهلویم

کفش هایی از جنس بی کسی

Leave a Comment