Tag Archives: Persian

The Name

و گهگاهی نام گمشده ایست غریب، در جست و جویش تو نمی دانی کدامین را باید؛ نام را و یا نام را نامی که که بر من جبر گشته و مرا آن خوانند و یا نامی که تجلی من است خلاصی ده مرا از این نام و از آن نام از این پسوندهای بی وند

Look

بنگر به برهنگی تن من بنگر با چشمان حریصت بنگر بنگر تا ببینی تمام آرزویت را در پی چه هستی؟ در پس این تن سنگی چه می خواهی؟ چیزی نیست باور کن چیز جز سنگ و چوب در پس این لباس های رنگی نیست خوب نگاه کن به آرزوهایت بنکر چه می بینی در این […]

I’m Not

امشب نیستم نیستم تا بگویم نیستی تا بشنوی خسته و پریشان حال نیستم سرگشته ی دردهایم نیستم نیستم نیستند دردهایی که حتی حسشان کنم وای چه بر سرم آمده است که این شدم اینی که آن نیست من آن نیستم که دیده بودم من آن نیستم من من خودم را می خواهم من پریشان حالی […]

A Will

زنده ها، چیزی از دنیای شما مرا به خود جذب نکرد کنون عزم سفر دارم سفری به انتهای خود بدانید و آگاه باشید در پس زندگی سایه ای سیاه همیشه مرا دنبال می کرد. سایه ای که هیچ وقت مرا تنها نگذاشت می روم، شاید از شر این سایه خلاص شوم تمام دنیای شما را […]

Alas

برو ساده به گذشته هایی که برتو گذشت نیا بر جسدهای پس سر نگاه مکن ساده قدم بگذار مرده هایی بیش از تو باقی نماند ساخته هایت همه بی رنگ همه بی روح مرده است تمام رنگ های آبی جنازه ایست تمام سفیدها قلم بر دست مگیر تمامش سفیدیست سیاه سیاهی غرق در روشنی نوری […]

How Simple

سالها گذشت و آمدی و رفتم چه ساده گذشت چه ساده آمدی چه ساده رفتم رفت و آمد گاه گاه گذشته های به ناگاه ( رفت و آمد به ناگاه) چه بود و چه شد؟! تکرار می شوم در حرفای تکراریم تکرار می شوم در زندگی تکراریم تکرار می کنم تمام زندگی تکراریم نفس بکش […]